فاجعه حذف لبنیات از سبد غذایی خانوار

ابلاغیه جدید وزارت جهاد کشاورزی مبنی بر قیمت ۶۰هزارو۵۰۰ تومانی شیر خام تاییدی بر این قضیه است. شیر خام بهعنوان ماده اولیه محصولات لبنی تاثیر زیادی بر قیمت اقلامی از قبیل پنیر، ماست، کره و شیرهای بستهبندی دارد و این افزایش قیمت میتواند بهمانند یکزلزله در بازار لبنیات عمل کند. پیشبینی افزایش قیمت نزدیک به۱۰۰درصد برای این اقلام دیگر دور از ذهن نیست.
مرتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی دراینباره مصاحبهای با «جهانصنعت» داشته که متن این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
افزایش قیمت شیر بدون شک باعث موج جدیدی از گرانی خواهد شد؛ بهنظر میرسد وزارت جهاد کشاورزی بالاخره تسلیم واقعیت بازار شده است. در چنین شرایطی حتی یکصبحانه معمولی شامل کره و پنیر نیز برای بخش بزرگی از مردم از دسترس خارج و عملا بهکالایی گرانقیمت تبدیل شده است. برداشت شما از این موج جدید گرانی، حذف تدریجی اقلام اساسی از سفره مردم، دلایل این وضعیت، تبعات آن و اقداماتی که دولت باید انجام دهد چیست؟
این وضعیت تا حد زیادی قابل پیشبینی بود و پیشتر نیز درباره آن صحبت کرده بودیم. موج نخست یا شوک اولیه تورم بیشتر جنبه روانی داشت یعنی در جریان جنگ و بهویژه پس از حمله بهزیرساختها تورم انتظاری شکل گرفت و قیمتها بهصورت روانی افزایش پیدا کرد اما قابل انتظار بود که پس از مدتی موج واقعی کمبودها نیز خود را نشان دهد و بهافزایش عملی قیمتها منجر شود.
شاید اکنون کمی زودتر از انتظار وارد این مرحله شده باشیم. بخشی از این مساله بهاین دلیل است که دولت پیش از جنگ نسبت بهافزایش قیمت کالاهای اساسی بهویژه لبنیات حساسیت داشت و تلاش میکرد مانع رشد قیمتها شود اما تولیدکنندگان آماده افزایش قیمت بودند و با فراهمشدن شرایط این افزایش اعمال شد.
حتی در ادامه نیز باید انتظار افزایشهای بیشتری را داشت مگرآنکه تغییری اساسی در وضعیت موجود رخ دهد. تحقق توافق سیاسی میتواند موثر باشد اما در کوتاهمدت بهتنهایی کافی نیست. برای قرارگرفتن در مسیر کاهش فشار اقتصادی سهشرط ضروری وجود دارد: پایان جنگ، رفع تحریمها و کاهش تنشهای منطقهای و فرامنطقهای. بدون تحقق این سه عامل اصلاح پایدار شرایط اقتصادی دشوار خواهد بود. تبعات این وضعیت بر بازار و زندگی روزمره مردم چه خواهد بود؟ چهدست اقداماتی از سمت دولت میتواند از بغرنجی این وضعیت بر زندگی مردم بکاهد؟ اگر گزینهای وجود داشته آیا دولت اساسا توانایی اجرای ایناقدامات را دارد یا خیر؟
طبیعتا این وضعیت تبعات گستردهای دارد. طی سالهای گذشته مردم بهتدریج ناچار شدند بخشی از اقلام غذایی خود را حذف و از مواد جایگزین استفاده کنند. این روند آثار مستقیمی بر فقر، سلامت و وضعیت بهداشتی جامعه دارد و در بلندمدت نیز پیامدهای اجتماعی و درمانی خود را نشان میدهد.
در مورد اقدام دولت نیز باید گفت که بهنظر نمیرسد دولت فراتر از اقداماتی که اکنون انجام میدهد توان مداخله موثری داشته باشد. قرار بود میزان کالابرگ و یارانهها متناسب با نرخ تورم افزایش یابد اما همان زمان هم مشخص بود که افزایش نرخ ارز و سیاستهای اقتصادی موجود تورمی بسیار بیشتر از میزان حمایتهای نقدی و کالابرگی ایجاد خواهد کرد. بنابراین حتی اگر مبالغی تحت عنوان یارانه پرداخت شود اثر تورم بهمراتب بیشتر از آن خواهد بود و درعمل تاثیر قابلتوجهی بر معیشت مردم نمیگذارد. اکنون نیز دولت با محدودیت شدید منابع مالی مواجه است و حتی برخی نهادهای رسمی اعلام کردند که امکان تامین منابع لازم را ندارند. درنتیجه اگر مشکلات ساختاری و سیاسی حل نشود فقر و بیکاری گستردهتر خواهد شد و تبعات اجتماعی، بهداشتی و معیشتی آن نیز تشدید میشود. جامعهای که در آن حتی تامین یکصبحانه ساده دشوار شده با سطح عمیقی از فقر مواجه است.
وضعیت فقر در ایران درمقایسه با سالهای گذشته چگونه ارزیابی میشود؟ زمانیکه بخش عظیمی از مردم دیگر توان خرید یکوعده غذایی کامل مانند صبحانه را ندارند فقر در جامعه تاچهاندازه نهادینه شده است؟
اگر بهسال۱۳۹۶ بازگردیم در دورهای که شرایط اقتصادی نسبتا بهتر شده بود اعلام شد حدود ۶۰میلیوننفر دریافتکننده یارانه معیشتی هستند اما از سال۱۳۹۷ بهبعد روند کوچکشدن سفره مردم و کاهش قدرت خرید آغاز شد و بهمرور شدت گرفت.
اکنون هم دامنه فقر گستردهتر شده و هم شدت آن افزایش یافته یعنی کسانی که زیر خط فقر قرار داشتند فاصله بیشتری با خط فقر پیدا کردند و درعینحال تعداد افراد زیر خط فقر نیز بیشتر شده است. از سوی دیگر جنگ و آسیبهایی که بهصنایع بزرگ، کوچک و متوسط وارد شده موجب افزایش بیکاری شده است. بنابراین فشار اقتصادی از دوجهت بر مردم وارد میشود: از یکسو تورم قدرت خرید را بهشدت کاهش میدهد و از سوی دیگر بیکاری باعث میشود بسیاری حتی توان تامین هزینههای اولیه را هم نداشته باشند. نتیجه طبیعی این روند گسترش فقر شدید خواهد بود.
درباره افزایش قیمت لبنیات مشخصا این پرسش مطرح است که چرا این محصولات تا این اندازه تحت تاثیر قرار گرفتند و در جواب باید گفت که همه این عوامل تاثیرگذارند. وقتی سطح عمومی قیمتها افزایش پیدا میکند طبیعی است که هزینه تولید لبنیات نیز بالا برود؛ از هزینه آب، برق، گاز و حملونقل گرفته تا دستمزد نیروی کار اما در مورد لبنیات، مساله خوراک دام اهمیت ویژهای دارد. بخش قابلتوجهی از نهادههای دامی وابسته بهواردات است و با کاهش دسترسی بهارز و مشکلات ناشی از تحریمها واردات این نهادهها دشوارتر شده است. علاوهبرآن تحولات منطقهای و مشکلات حملونقل دریایی نیز بر هزینهها اثر گذاشته است.
درباره سیاست کالابرگ و یارانهها نیز انتقادهای زیادی مطرح میشود. ارزیابی شما چیست؟
از ابتدا هم مشخص بود که مبالغی مانند یکمیلیونتومان یا ارقام مشابه دربرابر تورمی که ایجاد شده اثر قابلتوجهی ندارد. حتی آمارهای رسمی نیز نشان میدهد که این حمایتها از رشد واقعی قیمتها عقب ماندند.
این سیاست پیشتر نیز تجربه شده بود. در دوره احمدینژاد گفته میشد که افزایش قیمتها با پرداخت یارانه جبران میشود اما پس از مدت کوتاهی ارزش واقعی آن یارانهها از بین رفت. در دولت بعدی نیز همین روند تکرار شد و ارقام یارانه افزایش یافت اما تورم سریعتر از آن رشد کرد و اثر حمایتی عملا از بین رفت.
درباره سیاستهای اخیر هم از ابتدا قابل پیشبینی بود که این مبالغ در مدت کوتاهی قدرت پوشش خود را از دست خواهند داد. حتی پیش از جنگ نیز مشخص بوده که دولت با محدودیت منابع مالی روبهرو است و تحریمها اجازه تحقق کامل این وعدهها را نمیدهد، چه برسد بهشرایط فعلی که هزینههای ناشی از جنگ نیز اضافه شده است.
چشمانداز آینده تورم و افزایش قیمتها را چگونه میبینید؟ اگر توافقی صورت نگیرد و شرایط فعلی ادامه پیدا کند چهاتفاقی خواهد افتاد؟
چشمانداز روشنی دیده نمیشود. اگر توافقی حاصل نشود، جنگ پایان پیدا نکند و مشکلات سیاسی و اقتصادی حل نشود بعید میدانم حتی تا پایان تابستان امکان کنترل این روند وجود داشته باشد. هنوز همه آثار اتفاقاتی که رخ داده بهطور کامل در متغیرهای اقتصادی ظاهر نشده است. بههمین دلیل احتمال تشدید وضعیت وجود دارد و متاسفانه شرایط میتواند وخیمتر شود.
اگر مساله جنگ هرچه سریعتر حل نشده و همان سهپیششرط اصلی یعنی پایان جنگ، رفع تحریمها و کاهش تنشها محقق نشود زمینه برای تشدید نارضایتیهای اجتماعی و تنشهای خیابانی دوباره فراهم خواهد شد. درچنینشرایطی هم بحران اقتصادی و معیشتی عمیقتر میشود و هم پیامدهای اجتماعی آن گستردهتر خواهد شد.