خبرآنلاین: با اعلام خبر درگذشت محمدرضا پهلوی در روز پنجم مرداد ۱۳۵۹ در بیمارستان معادی قاهره، توجه بسیاری از ناظران به این پرسش جلب شد که مرگ شاه چه اثری بر بحران گروگانهای آمریکایی و موضع جمهوری اسلامی ایران خواهد گذاشت. شاه که پس از ۳۷ سال سلطنت و در پی اوجگیری اعتراضات مردمی، هجده ماه پیش از آن ایران را ترک کرده بود، در حالی درگذشت که یکی از مهمترین خواستههای دانشجویان اشغالکننده سفارت آمریکا و نیز برخی مقامهای جمهوری اسلامی، استرداد او به ایران و محاکمهاش بود.

با انتشار این خبر، مقامهای مختلف ایرانی واکنشهایی عمدتاً همسو اما با تفاوتهایی در لحن و تأکید بیان کردند. موسوی گرمارودی و حجتی کرمانی تأکید کردند که شاه از نظر سیاسی و تاریخی مدتها پیش «مرده» بود و مرگ او تأثیری تعیینکننده بر روند انقلاب و سیاستهای ایران نخواهد داشت. موسوی خوئینیها نیز صراحتاً اعلام کرد که مرگ شاه هیچ تغییری در مسئله گروگانها ایجاد نمیکند و خواسته اصلی، بازگرداندن اموال او و خانواده پهلوی است، نه جسدش.
در همین حال، علیرضا نوبری، رئیس کل بانک مرکزی، ضمن ابراز خرسندی از انتشار خبر مرگ شاه، گفت بهتر بود او در یک دادگاه بینالمللی محاکمه میشد تا جنایتهایش برای افکار عمومی جهان آشکار گردد «ما خیلی خوشوقت هستیم از دریافت این خبر اما بهتر بود که میتوانستیم او را در یک دادگاه بینالمللی محاکمه کنیم.»
مقامهای دیگری همچون معینفر، یزدی، حجازی و مجتهد شبستری نیز بر ادامه پیگیری اموال شاه، تداوم مقابله با آمریکا و بیارتباط بودن مرگ او با اصل ماجرای گروگانها تأکید کردند.
در این میان، هاشمی رفسنجانی تنها چهرهای بود که گفت مرگ شاه ممکن است در مسئله گروگانها «تحولی» ایجاد کند و بررسی این موضوع در کمیسیونهای مجلس دنبال خواهد شد. در مجموع، واکنشهای رسمی و نیمهرسمی در ایران نشان میداد که با مرگ شاه، مطالبه محاکمه او از میان رفته، اما مطالبه بازگرداندن اموالش و نیز تقابل سیاسی با آمریکا همچنان پابرجاست.