به روز شده در: ۱۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸
کد خبر: ۷۵۵۲۶۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ - ۱۱ تير ۱۴۰۵

قتل یک پیرمرد بد اخلاق!

روزنو :مرد همسایه در مواجهه با ماموران جنایی گفت: «ظهر روز حادثه برای سیگار کشیدن به کوچه رفته بودم که دیدم هاشم تلوتلو خوران در حالی که غرق در خون بود به کوچه آمد و با صدای ضعیفی کمک خواهی می‌کرد، اما نای فریاد زدن نداشت. من که با دیدن این صحنه هول شده بودم در حالی که می‌دانستم خانه دختر هاشم در همان کوچه است سراغ دخترش رفتم و بعد او را به بیمارستان رساندیم.» در بررسی‌ها مشخص شد که هاشم تا چند ساعت بعد از رسیدن به بیمارستان هنوز زنده بوده است و در آن زمان به نزدیکان خود گفته بود همسر فعلی‌اش که زن سوم او بود با همدستی زن همسایه به نام لیلا او را با چاقو زده‌اند.

قتل یک پیرمرد بد اخلاق!

اواسط سال ۹۸ بود که رسیدگی به قتل پیرمردی به نام هاشم با اعلام از سوی کادر درمان یکی از بیمارستان‌های غرب تهران در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. به این ترتیب بازپرس کشیک قتل و کارآگاهان تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران برای رسیدگی به ماجرا در سردخانه بیمارستان بالای سر جسد هاشم حاضر شدند و تحقیقات جنایی کلید خورد. در بررسی‌های ابتدایی مشخص شد که هاشم با اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده است.

به گزارش روز نو همچنین معلوم شد فردی که او را به بیمارستان رسانده یکی از همسایه‌های او بوده است؛ بنابراین مرد همسایه به عنوان اولین فرد هدف تحقیقات جنایی قرار گرفت.

یک سرنخ

مرد همسایه در مواجهه با ماموران جنایی گفت: «ظهر روز حادثه برای سیگار کشیدن به کوچه رفته بودم که دیدم هاشم تلوتلو خوران در حالی که غرق در خون بود به کوچه آمد و با صدای ضعیفی کمک خواهی می‌کرد، اما نای فریاد زدن نداشت. من که با دیدن این صحنه هول شده بودم در حالی که می‌دانستم خانه دختر هاشم در همان کوچه است سراغ دخترش رفتم و بعد او را به بیمارستان رساندیم.» در بررسی‌ها مشخص شد که هاشم تا چند ساعت بعد از رسیدن به بیمارستان هنوز زنده بوده است و در آن زمان به نزدیکان خود گفته بود همسر فعلی‌اش که زن سوم او بود با همدستی زن همسایه به نام لیلا او را با چاقو زده‌اند.

به این ترتیب همسر سوم هاشم به نام فرنگیس و لیلا تحت بازجویی قرار گرفتند، اما مدعی شدند پیرمرد خودزنی کرده و از چندساعت قبل از قتل، در خانه نبوده است. اما در حالی که متهمان در برابر ادله و مستندات محکمی قرار گرفتند که نشان می‌داد هاشم تلو تلو خوران از خانه خارج شده است، سرانجام لیلا که خود را در بن بست اطلاعاتی می‌دید به جنایت اعتراف کرد.

اولین اعترافات

لیلا در شرح ماجرای جنایت گفت: «چند ماه قبل بود که طبقه اول خانه هاشم را اجاره کردم. او از همان ابتدا برخورد‌های زننده‌ای با من داشت و به خاطر هر موضوع بی‌اهمیتی بددهانی می‌کرد و به من اهانت می‌کرد. مدتی قبل از این ماجرا پسرم برای زندگی به ترکیه رفت. او یک سگ داشت که قبل از سفر آن را به من سپرد تا بعد از چند هفته سگ را برایش بفرستم. پیرمرد از این ماجرا ناراحت بود و اعتراض می‌کرد. می‌گفت سگ نجس است و سر و صدایش باعث سلب آسایش او می‌شود.

من هم به او می‌گفتم تا چند هفته دیگر سگ را به ترکیه می‌فرستم، اما او باز بهانه‌جویی می‌کرد. از طرفی بهانه پول شارژ ساختمان را می‌گرفت و می‌گفت مصرف آب و برق من زیاد است. من از رفتار‌های او خسته شده بودم.»

لیلا در ادامه گفت: «پیرمرد بداخلاق همیشه دسته کلید گاوصندوقش را دور گردنش می‌انداخت و روی یک صندلی جلوی در ورودی ساختمان می‌نشست تا رفت و آمد ما را کنترل کند. او هر بار مرا می‌دید اعتراض می‌کرد و می‌گفت رفت و آمدهایم زیاد است. رفتار‌های او برایم غیرقابل تحمل شده بود و از پیله کردن‌هایش خسته شده بودم تا اینکه یک روز از روی عصبانیت به همسرش گفتم پیرمرد را می‌کشم. فرنگیس با خونسردی گفت در فرصتی مناسب این کار را انجام بده. فرنگیس بعد از مرگ همسر دوم پیرمرد با او ازدواج کرده و از او دل خوشی نداشت.»

لیلا درباره نحوه قتل ادامه داد: «سه روز قبل از این ماجرا فرنگیس را دیدم. او به خاطر اینکه شوهرش همه اموالش را به دامادش وکالت داده بود ناراحت بود. به همین دلیل می‌گفت زنده بودن شوهرش بی‌فایده است و گفت وقت آن رسیده که او را بکشیم. من هم به خاطر کینه‌ای که از پیرمرد به دل داشتم قبول کردم. فرنگیس آن روز سراغم آمد و گفت شوهرش خواب است. یک چاقو برداشتم و به خانه آنها رفتم. پیرمرد یکباره در خواب تکان خورد و من ترسیدم، اما فرنگیس گفت خواب پیرمرد سنگین است. ولی بهتر است او را با دستکش بکشم. من یک دستکش کاموایی به دست کردم و بالای سر او رفتم و ضربه‌ای به گردنش زدم. همان موقع پیرمرد بیدار شد و از خانه بیرون رفت. من هم بلافاصله به خانه‌ام رفتم.»

با اعترافات متهم و تکمیل تحقیقات در پرونده، برای لیلا و فرنگیس به اتهام قتل پیرمرد کیفرخواست صادر شد و متهمان پای میز محاکمه رفتند.

در دادگاه

در ابتدای جلسه اولیای دم که فرزندان مقتول بودند درخواست قصاص را مطرح کردند. سپس زن همسایه در جایگاه متهم ایستاد و ادعای تازه‌ای را مطرح کرد. او گفت: من قاتل نیستم و تحت فشار‌های پلیس آگاهی به قتل اعتراف کردم.

متهم ادامه داد: چند سال قبل از شوهرم جدا شدم و به صیغه یک مرد درآمدم، اما شرایط روحی خوبی نداشتم و دارو‌های اعصاب و روان مصرف می‌کردم. در آن شرایط سخت به قتل اعتراف کردم. قبول دارم پیرمرد صاحبخانه بدخلق بود و من دل خوشی از او نداشتم، اما راضی به مرگش نبودم. فرنگیس به خاطر اختلافات مالی شوهرش را کشته است. حتی چند نفر از همسایه‌ها که پیرمرد را خونین در کوچه دیده بودند همان موقع گواهی داده‌اند پیرمرد خودش گفته همسرش با همدستی پسرش او را زخمی کرده‌اند.

سپس همسر سوم قربانی در جایگاه متهم ایستاد و اتهام معاونت در قتل شوهرش را قبول کرد. فرنگیس در دفاع از خود گفت: آن روز برای اینکه زباله‌ها را بیرون ببرم در را باز گذاشته بودم. وقتی برگشتم دیدم دست و لباس‌های لیلا خونی است. من ترسیدم و فرار کردم. قاضی گفت: قبلا در بازجویی‌ها گفته بودی مرد بداخلاقی بود و با تو و فرزندانت رفتار خوبی نداشت. حالا چه می‌گویی؟ که زن میانسال پاسخ داد: نه اشتباه کرده‌ام. او مرد خوب و مهربانی بود. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده، لیلا را به قصاص و فرنگیس را به ۱۵ سال زندان محکوم کردند. با صدور حکم دادگاه، لیلا به حکم صادره اعتراض کرد و پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد. قضات عالی‌رتبه پس از بررسی موشکافانه، حکم صادره را شکستند و خواستار رسیدگی دوباره به پرونده شدند.

به این ترتیب متهمان بار دیگر در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کردند. وقتی لیلا بار دیگر روبه‌روی قضات ایستاد، گفت: من قاتل نیستم و نمی‌دانم چرا فرزندان مقتول مرا به عنوان قاتل پدرشان می‌دانند. من آن روز وقتی از خانه بیرون آمدم پیرمرد را خونین روی زمین دیدم و، چون شوکه شده بودم از ترسم فرار کردم. چون من با صاحبخانه‌ام اختلاف داشتم. ترسیدم تا همه مرا در مرگ او مقصر بدانند. به همین خاطر فرار کردم. من در مرگ او بی‌تقصیرم و نمی‌دانم چه کسی او را کشته است. همسر سومش دل خوشی از او نداشت و بار‌ها گفته بود قصد دارد او را از زندگی‌اش حذف کند. فرنگیس قاتل شوهرش است. او به خاطر مسائل مالی انگیزه جنایت داشت و فکر می‌کرد اگر داماد هاشم وکالت اموال را بگیرد دست او به ارث هاشم نمی‌رسد.»

سپس فرنگیس در جایگاه ویژه ایستاد و اتهام معاونت در قتل را رد کرد و گفت: من از همان ابتدا گفته بودم در قتل همسرم دستی نداشتم. من بی‌گناه به زندان افتاده‌ام.

قاضی گفت‌: اگر بی‌گناه بودی، چرا بعد از صدور حکم ۱۵ سال زندان، هیچ اعتراضی نکردی؟ که او پاسخ داد: من کسی را ندارم که پیگیر پروند‌ه‌ام باشد. خودم هم بی‌سواد هستم. اما لیلا سواد دارد و می‌تواند خوب حرف بزند. به همین خاطر من به زندان محکوم شدم. لیلا همسرم را کشته و من کمکی به او نکردم.

قضات دادگاه با توجه به اینکه هیچ یک از متهمان اتهامشان را نمی‌پذیرفتند برای هدر نرفتن خون مسلمان هر کدام آنها را به پرداخت نصف دیه محکوم کردند، اما با اعتراض نماینده دادستان رای صادر شده بار دیگر در دیوانعالی کشور شکسته شد و به این ترتیب متهمان بار دیگر در شعبه هم عرض محاکمه خواهند شد.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار