پرونده نسل پرادعای تاریخ فوتبال ایران هم بسته شد!
برترینها: امروز پرونده یکی از پرادعاترین نسلهای تاریخ فوتبال ایران بسته شد؛ نسلی که حتی در نخستین جامجهانی ۴۸ تیمی تاریخ هم نتوانست خودش را به جمع ۳۲ تیم پایانی برساند.
چند سال است که آقایان تیمملی، در هر بزنگاه و هر تریبونی، خود را «نسل طلایی فوتبال ایران» معرفی میکنند؛ لقبی که معمولاً باید از سوی تاریخ و هواداران به یک نسل داده شود، نه اینکه اعضای همان نسل مدام آن را تکرار کنند.

اما سؤال ساده اینجاست؛ معیار نسل طلایی چیست؟
اگر معیار، افتخارآفرینی باشد، کارنامه این نسل چیزی فراتر از چند پیروزی مقطعی نشان نمیدهد. از شکست سنگین در جام جهانی ۲۰۲۲، تا ناکامی در جام ملتهای آسیا و حالا حذف از همان مرحلهای که با افزایش تعداد تیمهای جام جهانی، از همیشه دستیافتنیتر شده بود. تورنمنتی که از ۳۲ تیم به ۴۸ تیم افزایش یافت تا راه صعود برای تیمهای بیشتری هموار شود، اما حتی این فرصت هم نتوانست نام این نسل را در میان ۳۲ تیم برتر جهان ثبت کند.
اما مسئله فقط نتایج داخل زمین نیست. بخش بزرگی از مردم احساس کردند که این نسل، کنار مردم نایستاد و فاصلهای میان خود و جامعه ایجاد کرد. شاید اگر عملکرد ورزشی درخشان و افتخارهای تاریخی وجود داشت، بخشی از این فاصله جبران میشد؛ اما وقتی نه موفقیتی ماندگار به دست میآید و نه آن سرمایه اجتماعی حفظ میشود، طبیعی است که نقدها هم جدیتر شوند.
مشکل این نسل، فقط نبردن جام نیست؛ مشکل، اصرار بر بزرگ جلوه دادن خودشان است. در تمام این سالها، بیشتر از آنکه مردم لقب «نسل طلایی» را بر زبان بیاورند، خود بازیکنان و اطرافیانشان این عنوان را تکرار کردهاند. در حالی که در تمام دنیا، نسلهای طلایی را تاریخ میسازد، نه مصاحبههای بعد از بازی.

هیچکس منکر استعداد فنی این بازیکنان نیست. شاید از نظر کیفیت فردی، این یکی از بهترین نسلهای فوتبال ایران باشد. اما استعداد، زمانی ارزش تاریخی پیدا میکند که به افتخار تبدیل شود. فوتبال، ورزشِ نتیجه است؛ تاریخ، استعدادهای هدررفته را به خاطر نمیسپارد، بلکه دستاوردها را ثبت میکند.
شاید بزرگترین ایراد این نسل، نه شکستها، بلکه نپذیرفتن همین شکستها باشد. نسلی که سالها از عنوان «نسل طلایی» استفاده میکند، باید آماده پذیرش مسئولیت هم باشد. نمیشود هم بهترین نسل تاریخ باشی، هم در مهمترین آزمونها چیزی برای ارائه نداشته باشی.
در نهایت، لقبها را نه رسانهها میسازند و نه خود بازیکنان. این مردم و تاریخ هستند که درباره یک نسل قضاوت میکنند. اگر روزی قرار باشد از «نسل طلایی فوتبال ایران» نام برده شود، آن نسل نیازی ندارد خودش این عنوان را تکرار کند؛ کارنامهاش بهتنهایی گویای همهچیز خواهد بود.
«تاریخ، ادعاها را ثبت نمیکند؛ دستاوردها را ثبت میکند»