
اظهارات تازه یوسف پزشکیان درباره «شدنی نبودن کنترل تورم» و تبعات احتمالی محاصره دریایی ایران، بار دیگر این سؤال را مطرح کرده که او با چه رویکرد و مسئولیتی درباره مسائل کلان اقتصادی و امنیتی کشور سخن میگوید. او اگر چه مسئولیت رسانهای در دولت دارد، اما همین جایگاه دقیقاً ایجاب میکند که بیش از هر فرد دیگری نسبت به تبعات سیاسی، اقتصادی و رسانهای کلمات خود حساس باشد.
به گزارش روز نو نقد ما به این نیست که چرا یوسف پزشکیان حرف میزند؛ نقد این است که کسی که در جایگاه مشاور و دستیار رسانهای رئیسجمهور قرار دارد، باید بیش از دیگران بداند که هر جملهاش چگونه بازتاب پیدا میکند و چه سیگنالی به افکار عمومی، بازار و حتی بیرون از مرزهای کشور میفرستد. در شرایط عادی شاید بتوان بسیاری از این اظهارات را یک تحلیل شخصی تلقی کرد، اما وقتی کشور در شرایط جنگی و فشار اقتصادی قرار دارد، صحبت از «نشدن کنترل تورم»، «محاصره دریایی» و «نبود امکان واردات» دیگر صرفاً یک بحث شخصی و خانوادگی نیست؛ اینها گزارههایی با تبعات رسانهای و سیاسیاند.
اتفاقاً اگر یوسف پزشکیان را صرفاً یک فرد عادی بدانیم، میتوان گفت هر کسی حق دارد تحلیل خودش را داشته باشد. اما وقتی او در جایگاه دستیار رسانهای رئیسجمهور فعالیت میکند، انتظار از او بالاتر میرود. دستیار رسانهای باید عواقب حرفها، نوشتهها و پیامهایی را که منتشر یا منتقل میکند بفهمد؛ باید بداند چه چیزی را، چه زمانی و با چه ادبیاتی بیان کند و کجا سکوت، خود یک مسئولیت حرفهای است.
این موضوع زمانی حساستر میشود که پیشتر نیز درباره حضور و اظهارات او در برخی جلسات و روایتهایی که از فضای دولت ارائه کرده، بحث و انتقاد رسانهای شکل گرفته است؛ بنابراین سؤال امروز این نیست که «یوسف پزشکیان چهکاره است؟»؛ سؤال دقیقتر این است: اگر قرار است در جایگاه رسانهای دولت نقش داشته باشد، آیا به اندازه جایگاهش مسئولیتپذیری رسانهای و درک تبعات اظهاراتش را هم دارد؟ در شرایط جنگ، کشور بیش از همیشه به روایت دقیق، حسابشده و مسئولانه نیاز دارد؛ نه اظهاراتی که بعداً مجبور شویم درباره منظور و تبعاتشان توضیح بدهیم.