به روز شده در: ۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۱
کد خبر: ۷۵۷۱۲۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۹ - ۲۵ تير ۱۴۰۵

همسایگان ایران ارتباط سیاسی می‌خواهند، اما بدون در نظر گرفتن شرایط ایران!

روزنو :اما تحولات روز‌های اخیر بیش از آن که از آغاز یک جنگ تازه میان ایران و همسایگانش حکایت کند، نشانه تغییر در موازنه‌های سیاسی منطقه است. عمان، پاکستان و عربستان هر سه همچنان خواهان حفظ روابط با تهران هستند، اما هم‌زمان نمی‌خواهند امنیت، اقتصاد و منافع ملی خود را درگیر رویارویی ایران با آمریکا یا پیامد‌های آن کنند.

ایران همسایه سالم ندارد!

جنگی که قرار بود در مرز‌های رویارویی ایران و آمریکا باقی بماند، اکنون سایه خود را بر بخش بزرگی از جغرافیای پیرامونی ایران انداخته است.

به گزارش روز نو در جنوب، مناسبات تهران و مسقط، پس از حملات پهپادی به خاک عمان و اختلاف بر سر چگونگی بازگشایی تنگه هرمز، وارد یکی از حساس‌ترین دوره‌های چند دهه گذشته شده است. در شرق، پاکستان که پیش‌تر یکی از میانجی‌های مذاکرات ایران و آمریکا بود، حملات انصارالله به عربستان را به صراحت محکوم کرده و تمام‌قد از امنیت و تمامیت ارضی ریاض دفاع کرده است. در آن سوی شبه‌جزیره عربستان نیز آتش جنگی که از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی خاموش مانده بود، بار دیگر از باند فرودگاه صنعا تا آسمان آب‌ها شعله کشیده و حال مسأله دیگر فقط این نیست که ایران با آمریکا چه خواهد کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که همسایگان ایران تا چه اندازه حاضرند هزینه این رویارویی را بپردازند؟

پروازی که آرامش چهار‌ساله یمن را شکست

آخرین دور تنش میان عربستان و انصارالله از ماجرایی آغاز شد که در ظاهر به فرود یک هواپیمای ایرانی مربوط می‌شد، اما به‌سرعت اختلافی عمیق‌تر بر سر حاکمیت یمن، کنترل آسمان صنعا و نقش منطقه‌ای تهران را آشکار کرد.

روز سوم ژوئیه، انصارالله اعلام کرد هواپیما‌های سعودی تلاش کرده‌اند مانع فرود یک هواپیمای غیرنظامی ایرانی در فرودگاه صنعا شوند. انصارالله همان زمان هشدار داد که اگر عربستان به آن چه «نقض حریم هوایی یمن» خوانده شد ادامه دهد، فرودگاه‌ها، تأسیسات حیاتی و منافع زمینی و دریایی عربستان هدف قرار خواهند گرفت.

این هشدار چند روز بعد رنگ عملیاتی گرفت. نیرو‌های وابسته به دولت به‌رسمیت‌شناخته‌شده یمن، باند فرودگاه صنعا را هدف قرار دادند تا مانع فرود هواپیمای دیگری از ایران شوند. انصارالله، مسئولیت سیاسی و نظامی این اقدام را متوجه ریاض دانست و در پاسخ، فرودگاه بین‌المللی در جنوب عربستان را با موشک و پهپاد هدف گرفت. ائتلاف به رهبری عربستان اعلام کرد موشک‌های شلیک‌شده به سوی جنوب این کشور را رهگیری کرده و گزارشی از تلفات انسانی منتشر نشد. بااین‌حال، این نخستین تبادل جدی آتش میان دو طرف پس از حدود چهار سال آرامش نسبی بود.

جنگ با انصارالله به «بهانه تهران».

اما نقطه حساس این بحران، نحوه پیوند زدن آن با ایران است. عربستان و دولت عدن، پرواز تهران- صنعا را اقدامی عادی و صرفاً غیرنظامی نمی‌دانند. در روایت آنها، ایران در پوشش ارتباطات هوایی در حال تثبیت مناسبات سیاسی و امنیتی مستقیم با منطقه تحت کنترل انصارالله است؛ مناسباتی که حاکمیت رسمی یمن را دور می‌زند و یک دولت موازی را تقویت می‌کند.

در روایت مقابل، صنعا می‌گوید ارتباط هوایی با ایران بخشی از حق طبیعی یمن برای شکستن محدودیت‌هایی است که از زمان آغاز جنگ بر فرودگاه‌ها و بنادر این کشور تحمیل شده است. از این منظر، ممانعت از فرود هواپیمای ایرانی صرفاً اقدامی علیه تهران نبود، بلکه پیامی به انصارالله بود که آسمان مناطق تحت کنترل آن نیز همچنان از مداخله عربستان مصون نیست. همین تضاد روایی می‌تواند آتش جنگی را که سال‌ها با مذاکرات پشت‌پرده مهار شده بود، دوباره شعله‌ور کند.

انصارالله پس از حمله به صنعا تهدید کرده است پرواز‌های ایران به یمن را ادامه خواهد داد و در صورت تداوم محدودیت‌ها، می‌تواند فعالیت فرودگاه‌های عربستان را مختل کند.

عمان؛ میانجی دیروز، معترض امروز

از سوی دیگر همزمان با بازگشت درگیری در یمن، روابط ایران با مهم‌ترین میانجی سنتی منطقه نیز دچار تنش شده است. عمان سال‌ها یکی از معدود دولت‌های عربی بود که حتی در سخت‌ترین دوره‌های روابط ایران با کشور‌های خلیج فارس، کانال ارتباطی خود را با تهران حفظ کرد. مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا که به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ منتهی شد، تا حد زیادی با تسهیلگری مسقط شکل گرفت و عمان در بحران‌های بعدی نیز بار‌ها پیام‌رسان میان تهران و واشنگتن بود.

اما در هفته‌های اخیر، این مناسبات وارد مرحله‌ای متفاوت شده است. پس از حملات پهپادی به اهدافی در استان‌های مسندم و الوسطی، وزارت خارجه عمان در ۱۲ ژوئیه سفیر ایران را احضار و یادداشت اعتراض رسمی خود را تسلیم کرد. مسقط این حملات را تعرض به قلمرو خود دانست؛ اقدامی که نشان می‌داد عمان حاضر نیست حتی در سایه روابط تاریخی با ایران، عبور بحران از مرزهایش را تحمل کند.

اختلاف دوم به تنگه هرمز مربوط می‌شود. ایران می‌کوشید ترتیبات موردنظر خود را برای مدیریت عبور کشتی‌ها به‌عنوان چارچوبی منطقه‌ای و مبتنی بر نقش کشور‌های ساحلی معرفی کند. همراهی عمان با چنین الگویی می‌توانست به تهران امکان دهد نشان دهد طرحش نه یک تصمیم یک‌جانبه، بلکه محصول تفاهم دو سوی تنگه است.

پاکستان؛ میانجی تهران، متحد ریاض

در شرق ایران نیز واکنش پاکستان به حمله انصارالله پیام مهمی داشت. نماینده پاکستان در نشست اضطراری شورای امنیت، حملات موشکی انصارالله علیه عربستان را به‌شدت محکوم کرد و از «همبستگی کامل» اسلام‌آباد با پادشاهی سعودی و حمایت ثابت از امنیت، حاکمیت و تمامیت ارضی آن سخن گفت.

موضع پاکستان درمورد حملات موشکی انصارالله علیه عربستان نشان داد میانجیگری پاکستان میان تهران و واشنگتن، به معنای بی‌طرفی اسلام‌آباد در رقابت ایران و عربستان نیست و مناسبات اقتصادی، نظامی و امنیتی پاکستان با عربستان ریشه‌دارتر از آن است که اسلام‌آباد در برابر حمله مستقیم به خاک سعودی سکوت کند

این موضع نشان داد میانجیگری پاکستان میان تهران و واشنگتن، به معنای بی‌طرفی اسلام‌آباد در رقابت ایران و عربستان نیست. مناسبات اقتصادی، نظامی و امنیتی پاکستان با عربستان ریشه‌دارتر از آن است که اسلام‌آباد در برابر حمله مستقیم به خاک سعودی سکوت کند. پاکستان از یک سو نمی‌خواهد وارد برخورد مستقیم با ایران شود؛ دو کشور مرزی طولانی و آسیب‌پذیر دارند، با چالش‌های مشترک در بلوچستان مواجه‌اند و هر تنش تازه‌ای می‌تواند امنیت هر دو سوی مرز را مختل کند. اما از سوی دیگر، پاکستان نیز حاضر نیست روابط راهبردی خود را با عربستان برای حفظ ظاهر بی‌طرفی در برابر انصارالله به خطر بیندازد. این همان نقطه‌ای است که سیاست همسایگی ایران با آزمونی دشوار روبه‌رو می‌شود. تهران احتمالاً انتظار داشت کشور‌هایی که در مذاکرات نقش میانجی ایفا کرده‌اند، در بحران‌های پیرامونی نیز موضعی متوازن‌تر اتخاذ کنند. اما واکنش پاکستان و رفتار عمان نشان می‌دهد میانجیگری، الزاماً به معنی همراهی با راهبرد منطقه‌ای ایران نیست.

ریاض؛ بازگشت به سیاست مهار یا واکنشی موقت؟

در این میان، اما یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که آیا حملات اخیر به معنای پایان روند آشتی تهران و ریاض است؟

پاسخ کوتاه احتمالاً منفی است، اما این به معنای بازگشت اعتماد نیز نیست. عربستان امروز با عربستان سال ۲۰۱۵ تفاوت‌های اساسی دارد. محمد بن سلمان پروژه‌ای عظیم برای تبدیل اقتصاد نفتی کشورش به اقتصادی متنوع‌تر آغاز کرده و تحقق برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» نیازمند ثبات داخلی و امنیت سرمایه‌گذاری است. جنگی فرسایشی با انصارالله دقیقاً خلاف چنین هدفی خواهد بود. به همین دلیل، بعید است ریاض خواهان بازگشت به بمباران‌های گسترده یمن باشد. اما در عین حال، عربستان نیز نمی‌تواند حملات موشکی و پهپادی به فرودگاه‌ها و شهر‌های خود را بدون پاسخ رها کند.

از این منظر، سیاست جدید ریاض را شاید بتوان «بازدارندگی محدود» نامید؛ یعنی پاسخ نظامی به حملات، بدون ورود به جنگی فراگیر که تمام دستاورد‌های اقتصادی چند سال اخیر را تهدید کند.

این سیاست، اگرچه از شدت درگیری‌ها می‌کاهد، اما هم‌زمان روابط تهران و ریاض را نیز وارد مرحله‌ای از بی‌اعتمادی مزمن می‌کند؛ مرحله‌ای که در آن گفت‌و‌گو‌ها ادامه دارد، اما هر حادثه امنیتی می‌تواند دوباره همه چیز را به نقطه آغاز بازگرداند.

عمان؛ میانجی‌ای که اعتبار خود را حفظ کرد

در این بین شاید مهم‌ترین بازنده تحولات اخیر، نه ایران باشد و نه عربستان؛ بلکه پروژه‌ای باشد که عمان طی سال‌های گذشته برای تبدیل شدن به مهم‌ترین میانجی منطقه دنبال می‌کرد. بااین‌حال، رفتار مسقط نشان داد که این کشور حاضر نیست اعتبار میانجیگری خود را قربانی هیچ طرفی کند.

عمان نه به ائتلاف‌های ضدایرانی پیوست، نه روایت تهران درباره مدیریت هرمز را پذیرفت و نه اجازه داد اعتراضش به حملات اخیر، به قطع ارتباط با ایران تبدیل شود. از همین رو، اگر در ماه‌های آینده بار دیگر مذاکراتی میان ایران و آمریکا یا ایران و عربستان شکل بگیرد، همچنان بعید نیست مسقط یکی از اصلی‌ترین میزبانان آن باشد، اما نکته مهم اینجاست که تهران دیگر نمی‌تواند همان اندازه که در گذشته روی همراهی سیاسی عمان حساب می‌کرد، به آن اطمینان داشته باشد.

رفتار مسقط نشان داد که این کشور حاضر نیست اعتبار میانجیگری خود را قربانی هیچ طرفی کند. عمان نه به ائتلاف‌های ضدایرانی پیوست، نه روایت تهران درباره مدیریت هرمز را پذیرفت و نه اجازه داد اعتراضش به حملات اخیر، به قطع ارتباط با ایران تبدیل شود. اما آیا تهران می‌تواند همان اندازه که در گذشته روی همراهی سیاسی عمان حساب می‌کرد، به آن اطمینان داشته باشد؟

پاکستان؛ میان تعهدات عربی و ضرورت همسایگی

پرونده پاکستان نیز پیچیده‌تر از آن است که تنها با یک محکومیت سیاسی توضیح داده شود. اسلام‌آباد به‌خوبی می‌داند که ثبات مرز‌های مشترک با ایران برای امنیت داخلی این کشور حیاتی است. درگیری‌های بلوچستان، قاچاق، فعالیت گروه‌های مسلح و تجارت مرزی، همه ایجاب می‌کنند که روابط با تهران از کنترل خارج نشود.

اما در سوی دیگر، اقتصاد بحران‌زده پاکستان همچنان به سرمایه‌گذاری‌ها، کمک‌های مالی و حمایت سیاسی عربستان وابسته است. این وضعیت برای تهران یک پیام روشن دارد؛ حتی کشور‌هایی که نزدیک‌ترین روابط را با ایران دارند، حاضر نیستند منافع راهبردی خود را به سود رقابت تهران با ریاض یا واشنگتن به خطر بیندازند.

آیا سیاست همسایگی ایران نیازمند بازنگری است؟

در سال‌های اخیر، سیاست همسایگی یکی از مهم‌ترین محور‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی معرفی شد. ایده اصلی این بود که ایران بتواند از طریق گسترش روابط با کشور‌های پیرامونی، بخشی از فشار تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی را جبران کند. این سیاست در مقاطعی موفق نیز بود؛ از احیای روابط با عربستان گرفته تا گسترش همکاری با عمان، قطر، عراق و حتی توسعه روابط اقتصادی با پاکستان و آسیای مرکزی.

اگر تهران بتواند اختلاف با عمان را مدیریت کند، مانع تبدیل بحران یمن به رویارویی مستقیم با عربستان شود و هم‌زمان کانال‌های ارتباطی خود با پاکستان را حفظ کند، شاید هنوز بتوان از شکل‌گیری شکافی عمیق در محیط پیرامونی ایران جلوگیری کرد. اما اگر هر یک از این پرونده‌ها به بحران امنیتی مستقلی تبدیل شود، آن‌گاه ایران نه فقط با فشار آمریکا، بلکه با محیط منطقه‌ای پیچیده‌تر و کم‌اعتمادتر نیز روبه‌رو خواهد شد.

اما بحران اخیر نشان داد که همسایگان ایران، هرچند خواهان ثبات منطقه‌اند، لزوماً حاضر نیستند در رقابت‌های امنیتی تهران نیز شریک شوند. شاید بتوان مهم‌ترین خطای محاسباتی را در همین نقطه دید؛ تهران گاه میان «بی‌طرفی همسایه» و «همراهی همسایه» تفاوت قائل نشده است.

عمان می‌تواند مخالف حمله آمریکا به ایران باشد، اما هم‌زمان با انحصار ایران بر ترتیبات هرمز نیز مخالفت کند.

پاکستان می‌تواند برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن میانجیگری کند، اما حمله به عربستان را نیز محکوم کند.

عربستان هم می‌تواند روابط دیپلماتیک خود را با ایران حفظ کند، اما در برابر حملات انصارالله واکنش نظامی نشان دهد. این رفتارها، الزاماً نشانه تشکیل یک جبهه ضدایرانی نیست؛ بلکه بیانگر اولویت یافتن منافع ملی این کشور‌ها بر ملاحظات ایدئولوژیک یا ژئوپلیتیکی است.

آزمون بزرگ سیاست خارجی تهران

تحولات هفته‌های اخیر احتمالاً بیش از هر چیز، آزمونی برای دستگاه دیپلماسی ایران خواهد بود. اگر تهران بتواند اختلاف با عمان را مدیریت کند، مانع تبدیل بحران یمن به رویارویی مستقیم با عربستان شود و هم‌زمان کانال‌های ارتباطی خود با پاکستان را حفظ کند، شاید هنوز بتوان از شکل‌گیری شکافی عمیق در محیط پیرامونی ایران جلوگیری کرد. اما اگر هر یک از این پرونده‌ها به بحران امنیتی مستقلی تبدیل شود، آن‌گاه ایران نه فقط با فشار آمریکا، بلکه با محیط منطقه‌ای پیچیده‌تر و کم‌اعتمادتر نیز روبه‌رو خواهد شد.

در چنین شرایطی نخستین سناریو، بازگشت به دیپلماسی است. در این حالت، عمان دوباره نقش میانجی را برعهده می‌گیرد، حملات میان عربستان و انصارالله متوقف می‌شود و پاکستان نیز می‌کوشد نقش متوازن‌تری میان تهران و ریاض ایفا کند. این مسیر، اگرچه دشوار، همچنان محتمل‌ترین گزینه است.

سناریوی دوم، تداوم تنش‌های کنترل‌شده است؛ وضعیتی که در آن حملات پراکنده ادامه می‌یابد، اما هیچ‌یک از بازیگران وارد جنگی تمام‌عیار نمی‌شوند. روابط سیاسی حفظ خواهد شد، اما فضای بی‌اعتمادی نیز عمیق‌تر می‌شود.

اما خطرناک‌ترین سناریو، پیوند خوردن کامل هرمز و باب‌المندب به یک جبهه واحد است. در چنین شرایطی، هر حادثه در دریای سرخ می‌تواند به هرمز سرایت کند و هر بحران در خلیج فارس، واکنش‌هایی در یمن و سواحل عربستان به دنبال داشته باشد. چنین وضعیتی، نه‌تنها اقتصاد منطقه، بلکه امنیت تجارت جهانی را نیز با بحرانی تازه روبه‌رو خواهد کرد.

در نهایت، اما تحولات روز‌های اخیر بیش از آن که از آغاز یک جنگ تازه میان ایران و همسایگانش حکایت کند، نشانه تغییر در موازنه‌های سیاسی منطقه است. عمان، پاکستان و عربستان هر سه همچنان خواهان حفظ روابط با تهران هستند، اما هم‌زمان نمی‌خواهند امنیت، اقتصاد و منافع ملی خود را درگیر رویارویی ایران با آمریکا یا پیامد‌های آن کنند.

از این منظر، مهم‌ترین چالش پیش روی سیاست خارجی ایران، نه صرفاً مدیریت بحران با واشنگتن، بلکه بازسازی اعتماد در حلقه همسایگانی است که تا همین چند سال پیش، مهم‌ترین پشتوانه راهبرد منطقه‌ای تهران محسوب می‌شدند.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار