
دونالد ترامپ برای خود و باقی جهان تلهای ساخته است که راه گریزی از آن وجود ندارد. با وجود آنکه او یک ماه پیش توافق آتشبس با ایران را امضا کرد، اکنون آن «یادداشت تفاهم» فروپاشیده است.
به گزارش روز نو، در حالی که آمریکا خود را برای ازسرگیری محاصره بنادر ایران آماده میکند، ترامپ شاید فعلاً از تهدید خود برای اعمال عوارض ۲۰ درصدی بر تمامی ترددهای دریایی از طریق تنگه هرمز عقبنشینی کرده باشد. اما دیگر جایی برای صلح باقی نمانده است.
این توافق که در فضایی آکنده از بیاعتمادی عمیق متقابل تدوین شده بود، در عمل به «یادداشت سوءتفاهمها» تبدیل شده است و دو طرف از آن انتقاد میکنند.
در همین حال، کشتیرانی در تنگه هرمز دچار اختلال گسترده شده، حملات آمریکا علیه ایران تشدید شده، اسرائیل آماده است تلاشهای خود را برای بیثباتسازی راهبردی منطقه دوچندان کند و کشورهای حاشیه خلیج فارس که میزبان پایگاههای واشنگتن هستند، بار دیگر هدف حملات موشکها و پهپادها ایرانی قرار گرفتهاند.
رئیسجمهور آمریکا تاکنون حدود ۳۲ بار اعلام کرده که بر ایران «پیروز» شده است. اما اکنون او عملاً بار دیگر وارد جنگ شده است.
هر بار که ترامپ اعلام پیروزی در جنگ میکند، ایرانیها از اهرمهای فشار خود برای کسب امتیازهای بیشتر استفاده میکنند. هر بار هم که او با حملات تازه واکنش نشان میدهد، بازارهای مالی سقوط میکنند و هم قیمت هر بشکه نفت و هم نرخ تورم جهانی افزایش مییابد؛ روندی که در نهایت به خود آمریکا نیز آسیب میزند. او نمیتواند برنده این بازی باشد. اگر از عبارتی استفاده کنیم که دولت ترامپ بسیار به آن علاقه دارد، باید گفت: «c او برگهای برنده را در اختیار ندارد.»
تمایل او به ورود به یک جنگ طولانیمدت محدود است. برای نمونه، اهداف حملات آمریکا بهطور آشکار ماهیتی نظامی داشتهاند و احتمالاً این روند قابل تداوم نخواهد بود. این نخستین بار هم نیست که ترامپ تهدید میکند «آنها را به خاک و خون میکشد» یا «تمام تمدنشان را نابود میکند»، اما در نهایت عقبنشینی میکند. او حتی گاهی تلویحاً از احتمال استفاده از سلاح هستهای سخن گفته است (هرچند بعداً این سخنان را پس گرفته است). او همواره در نهایت عقبنشینی کرده است. وقوع یک فاجعه هستهای در دستور کار او نیست.
اما پس چه چیزی در دستور کار او قرار دارد؟ با وجود بمبارانهای شدید و ترور مقامهای سیاسی و نظامی، تنگه هرمز همچنان در کنترل ایران است؛ آن هم به شکلی که پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» آمریکا نبود. افزون بر این، حکومت ایران همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد. تهران با حفظ برتریهای نامتقارن خود در جنگ پهپادی و بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی، در برابر واشنگتن ایستادگی کرده و به نوعی پیروزی دست یافته است. به نظر نمیرسد ترامپ ابزار روشنی برای شکستن این الگو در اختیار داشته باشد.
بخشی از مشکل رئیسجمهور آمریکا این است که در تلاش برای ایجاد هراس در میان رهبران خستگیناپذیر ایران، ناچار میشود هر بار وعدههای افراطیتری درباره نابودی و سلطه مطرح کند؛ کاری که اکنون نیز انجام میدهد. او اصرار دارد آمریکا «نگهبان تنگه هرمز» خواهد شد، اما تحقق چنین هدفی بدون یک تهاجم تمامعیار و تغییر حکومت در تهران، بسیار دشوار و احتمالاً غیرممکن خواهد بود؛ اقدامی که با توجه به تجربههای گذشته، سرانجام به جنگی بیپایان، جنگ داخلی، هرجومرج منطقهای و بحرانی بیسابقه در حوزه انرژی منتهی خواهد شد.
با این حال، هنوز دو دلیل برای خوشبینی وجود دارد. نخست اینکه فشار بازارهای مالی و ملاحظات سیاسی داخلی ممکن است ترامپ را وادار کند از این اقدامات دست بکشد و به میز مذاکره بازگردد؛ جایی که دستیابی به نوعی توافق، از جمله درباره پرونده هستهای ایران، برای ایجاد ثبات بلندمدت کاملاً ضروری است. او پیشتر نیز از تصمیم تقریباً بیبرنامه خود برای اعمال «تعرفه» ۲۰ درصدی بر کالاهای عبوری از تنگه هرمز عقبنشینی کرده است؛ تصمیمی که میتوانست هم متحدان و هم رقبای آمریکا، بهویژه در شرق آسیا، را بهشدت خشمگین کند. دشوار است باور کنیم که حتی خود ترامپ نیز بخواهد همزمان چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و تایوان را مقابل خود قرار دهد. دستکم به گفته خودش، این روزها تمرکز اصلی او باید بر منطقه اقیانوس آرام باشد.
دوم اینکه این بحران سوختهای فسیلی، مانند بحرانهای مشابه پیشین، بار دیگر به دولتها، شرکتها و مصرفکنندگان یادآوری میکند که اتکای بیش از حد به منبعی محدود، پرنوسان، گرانقیمت و وابسته به تصمیمات غیرقابل پیشبینی حکومتهای غیرمنطقی، چه خطرات بزرگی به همراه دارد. اقتصاددانان این پدیده را «تخریب تقاضا» مینامند و این نخستین بار نخواهد بود که یک بحران سوخت در خاورمیانه، شدت وابستگی اقتصاد جهانی به انرژی را کاهش میدهد.
ترامپ همواره با تندترین و غیرعلمیترین ادبیات، انرژیهای تجدیدپذیر را به تمسخر گرفته است؛ اما در شرایط کنونی، او بیش از هر فرد دیگری به جهان کمک میکند تا وابستگی خود به نفت و گاز را کاهش دهد و به سمت انرژی خورشیدی، هستهای و بادی حرکت کند. از این رو، جنگ ایران ــ برخلاف انتظار ــ به محرکی مؤثر برای دستیابی به هدف «انتشار خالص صفر» تبدیل شده است. این پیروزی، پیروزی عقلانیت و آینده کره زمین است؛ پیروزیای که هرگز در ذهن ترامپ جا نداشته است.